
روز سوم: صبح ساعت 6 از فشار دستشویی بیدار شدم و این
دستشویی رفتنها در طول روز ادامه داشت. ساعت 8 رفتم به طرف بازار. بین سامانی (یعنی همان مجسمه امیراسماعیل) با بازار صدبرگ، رستوران ایرانی «من و تو» بود. سری زدم تا ببینم چه خبر است. مدیرش شخصی بود به نام آقای ماهیصفت (البته نه آن کمدین معروف). از همه مهمتر برای من این بود که دستشوییاش شیلنگ آب داشت و همین باعث شد در این چند روز، چندین وعده غذاییام را آنجا بخورم. البته گارسونش دختری تاجیک بود که وقتی میخواستم سفارش تخممرغ آبپز بدهم، نمیدانست تخممرغ یعنی چه! پس از صبحانه رفتم به بازار صدبرگ و از کتابفروشیهایش سراغ نقشه تاجیکستان را گرفتم. هیچکدام نداشتند! در ایران نقشه افغانستان را از موسسه گیتاشناسی خریده بودم، اما نقشه جداگانه تاجیکستان را نداشت و به جای آن نقشه کشورهای آسیای میانه را داشت. پیش خودم گفتم در خود تاجیکستان پیدا خواهم کرد. اما زهی پندار بیهوده. یافتن نقشه تاجیکستان در این کشور کار دشواری است. حتی حاضر شدم کتبی درباره تاجیکستان بخرم که به خط فارسی یا انگلیسی باشد و در آن نقشه جغرافیایی این کشور هم باشد. اما باز هم یافت نشد. نهایتاً یک کتاب کوچک درباره تاجیکستان به خط سیریلیک خریدم که خواندن همین کتاب باعث شد خط سیریلیک را بدون نیاز به استاد فرا بگیرم. تا یادم نرفته اشاره کنم که کیفیت چاپ کتابهایشان به نسبت کتابهای ما خیلی پایین است. چه از نظر صفحهآرایی و چه چاپ. بالاخره بهطور اتفاقی در یک روزنامهفروشی نقشه تاجیکستان را پیدا کردم که میگفت 28 سامانی (یعنی 16.800 تومان). وقتی نگاهش کردم متوجه شدم که توسط اداره گردشگری این کشور تهیه شده بود. فقط آدرس اداره گردشگری را از روی نقشه حفظ کرده و بدون خرید آن، با تاکسیهای خط 3 به اداره گردشگری که پشت پرچم و نزدیک استادیوم بود رفتم.
تاجیکستان انلاین...
ما را در سایت تاجیکستان انلاین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 12:35